شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى

مقدمه 38

المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )

اندرين رسته رستگارى كن * تا در آن رسته رستگار شود » ص 54 « چون دست اجل ، قباى بقاى قباد را چاك زد و خلعت حياتش خلع گردانيد ، افسر شاهى و سرير خسروى به فرّ و شكوه نوشيروان زينت گرفت » . ص 305 . برخى از لغات و اصطلاحات و تركيبات جالب : در پايان اين بحث برخى لغات و اصطلاحات و تركيبات جالب توجهى را كه در تاريخ المعجم به كار رفته است مىآوريم : « انبوبه قلم خيال » ؛ انبوبه : « فاصله ميان دو بند يا گره نى » . « به نوك خامه فكرت و انبوبه قلم خيال ، معانى اين چند بيت كه از نتايج فيض مؤلف است ، بر سفينه سينه و صحيفه دل نگاشتى » . ص 36 « با كورهء حمد » ؛ حمدى : تازه و نورس . « كه را ياراست كه در آن سرادق عظمت تحفه ثنايى تبليغ كند يا بدان بارگاه جلالت با كوره حمدى هديه فرستد » ص 4 . « بيلك شريان شكاف ؛ بيلك » : تير دو شاخه . « دوست دارد كه مردان سپاه به تير ديده دوز و بيلك شريان شكاف ذئاب را بر ارانب و ضباع را بر ثعالب دوزند » ص 95 « پاىافزار طلب » « به اتفاق قوم پاىافزار طلب در پاى كرد و آستين جهد باز ماليد » . ص 142 « ترس » سپر ، جنة ، جمع اتراس ، تروس . از نهيب تيغ و سهم تير و ترس تُرس شاه * چون گمان بردند كز هر سو سپاهى شد روان . . . ص 52 « جلباب حيا » « جلباب حيا و نقاب وفا برانداخت و بر وقاحت و جفا و سلاطت و اذى و هتك